خرید بک لینک

درباره سایت

103

آخرین مطالب

امکانات وب

بعد از اینکه یک ساعت تمام مانتوهای مغازه را میپوشد و هیچکدام را نمیخرد و از مغازه بیرون میرود برای زهرا تکست میدهم که برایم دو تا بال بساز. توی دلم دعا میکنم بیاید و آن مانتویی که رها کرده و رفته را بخرد، و کمی رنجیده خاطرم از اینکه چرا انقدر لالم! حالم از این اتفاق که آنجایی که باید، دهانم را باز نمیکنم و حرف نمیزنم بهم میخورد. از اینکه انگار دست غیب باید بیاید و کاری بکند وقتی کسی اذیتم میکند، حالت تهوع دارم. چرا انقدر لالم؟! چرا؟؟؟
دوست دارم نامه ای عاشقانه بنویسم به او و برایش بگویم چقدر در برابر ابراز هر احساسی دست خالی ام و چقدر بابتش متاسفم....
اگر زهرا برایم بال بسازد، دیگر تا جایی که بتوانم خودم را از این دام میرهانم. قول میدهم.
او همانی بود که باید میبود... همانی که باید.

برچسب: نویسنده: بهنام مهدوی تاريخ: چهارشنبه 20 ارديبهشت 1396 ساعت: 3:36

صفحه بندی